تبليغاتX
جوک
اس ام اس,طنز,لطیفه,جک،اس ام اس عاشقانه,اس ام اس جدید,پیامک خنده دار
 جک با حال
به حیف نون می گن وبا اومده میگه چی چی آورده؟
----
از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره
----
دکتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني
پسره با خوشحالي گفت : آخ جون فوري ميرم زن ميگيرم
دکتره نوشت : و همچنين ضعف عقلاني
----
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم
----
یارو يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
یارو ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
یارو ميگه : پس چرا قورتش دادي؟
----
فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!
----
پدر:پسرم اگه تا چند لحظه ديگه تبل زدنت رو ادامه بدب فكر كنم ديوانه بشم!!!
پسر با خونسردي : بابا الان خيلي وقته كه نميزنم
----
طرف يه سكه قديمي پيدا ميكنه , روش نوشته بوده 120 سال قبل از ميلاد مسيح
----
مشترك گرامي دسترسي به اين جوك امكان پذير نمي باشد.
|+| نوشته شده توسط دلقک در شنبه 1388/04/27  |
 فرهنگ لغت خنده دار

آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود
احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد
ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند

الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند
ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند
بزبیار : فلک زده ای که زنش زشت و کلفتش بیریخت باشد
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند
بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود
خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود
رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است
زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود
مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود
هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست خانومش می خرد 

|+| نوشته شده توسط دلقک در یکشنبه 1388/04/21  |
 جکستان
از یه روانپزشک پرسیدم: شما چه طور متوجه می شید که یه فرد روانی به بستری شدن احتیاج داره؟
گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم، یه قاشق چایخوری، یه فنجان، و یک سطل جلوی روانی می گذاریم و ازش می خواهیم وان را خالی کند.
من گفتم: آدم سالم سطل رو انتخاب می کنه، چون بزرگ تره.
روانپزشک گفت: نه! آدم سالم درپوش چاه وان رو بر می داره... شما دوست داری تختت زیر پنجره باشه؟
----
حیف نون آزمايش ادرارش گم مي شه، مي گه بله! مملکت بخور بخوره!
----
به حیف نون می گن متاهلی یا مجرد؟ می گه: به نام خدا، کشاورزم!
----
روزی ملانصرالدین بدون دعوت رفت به مجلس جشنی.
یكی گفت: "جناب ملا! شما كه دعوت نداشتی چرا آمدی؟"
ملانصرالدین جواب داد: "اگر صاحب خانه تكلیف خودش را نمی‌داند من وظیفه‌ی خودم را می‌دانم و هیچ‌وقت از آن غافل نمی‌شوم."
----
روزی یكی از همسایه‌ها خواست خر ملانصرالدین را امانت بگیرد. به همین خاطر به در خانه ملا رفت.
ملانصرالدین گفت: "خیلی معذرت می‌خواهم خر ما در خانه نیست".
از بخت بد همان موقع خر بنا كرد به عرعر كردن.
همسایه گفت: "شما كه فرمودید خرتان خانه نیست؛ اما صدای عرعرش دارد گوش فلك را كر می‌كند."
ملا عصبانی شد و گفت: "عجب آدم كج خیال و دیرباوری هستی. حرف من ریش سفید را قبول نداری ولی عرعر خر را قبول داری."
|+| نوشته شده توسط دلقک در چهارشنبه 1388/04/17  |
 طنز اجتماعی

به یه بنده خدا ميگن: بابات به «رحمت ايزدي» پيوست!
بنده خدا ميگه: «رحمت ايزدي» ديگه كيه؟
ميگن: نه، منظورمون اينه كه «به ديار باقي شتافت»!
ميگه: «ديار باقي» كجاست؟
ميگن: يعني «دار فاني» رو وداع گفت!
ميگه: «دار فاني» ديگه چه‌جور داريه؟
ميگن: يعني «رخت از اين دنيا بر بست»!
ميگه: منظورتون رو نمي‌فهمم!
ميگن: الاغ! باباي خرت مرد!
ميگه: خر من كه بابا نداشت

فرستنده : مهسا

----

یارو میره تو لوله اتل متل توتوله

فرستنده : یوسف

----

از حیف نون مي‌پرسن: تولدت چه روزيه؟ جواب ميده: 5 آذر.
مي‌پرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال!

----

یه آبادانیه  و یه آمریکاییه و یه چینیه داشتن تو یه کنفرانس علمی در باره پیشرفتهای علمی کشورشون صحبت میکردن. چینیه میگه: ما یه موشک ساختیم که دقیقا وسط ماه فرود میاد. میگن: دقیقا وسط ماه؟! میگه: نه، حدوداً یه وجب اینورتر. بعد آمریکائیه میاد میگه: ما یه سفینه فرستادیم وسط مریخ. میپرسن: درست وسطش؟ میگه: نه، تقریباً یه وجب اینورتر. نوبت آبادانیه میرسه، هر چی فکر میکنه چیزی به نظرش نمیرسه، آخرسر میگه: ما تو کشورمون با چشمامون غذا میخوریم! همه ملت کف می‌کنن، میگن یعنی چی، مگه میشه؟ یعنی واقعا با چشماتون غذا میخورین؟! طرف میگه: نه، حدوداً یه وجب پایین

----

یارو تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» طرف در این هنگام به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفته‌ای، حالا داری از یک نفر دیگر دفاع می‌کنی؟»

----

یه یارو میگن اینجا چی کار میکنی میگه پس کجا چی کار کنم!

----

غضنفر زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونوایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. غضنفر می گه الو اکبر نون نخر ننت خریده!

----

ونی M T N ایرانسل یعنی چی؟ یعنی مردم تلفن ندیده!

----

 

|+| نوشته شده توسط دلقک در شنبه 1388/04/06  |
 
 
بالا