تبليغاتX
جوک

جوک

اس ام اس,طنز,لطیفه,جک،اس ام اس عاشقانه,اس ام اس جدید,پیامک خنده دار

لطیفه ها

از حیف نون پرسیدند رحلت چیست؟ گفت خیلی خطرناکه! امام خمینی گرفت، مُرد!
----
حیف نون پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه!
----
تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین. یکی داد می زنه: مرحوم غلط کرده! ما به احترامش می پوشیم!
----
حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره open می سازه!
----
حیف نون داشته تلویزیون فیلم تماشا می کرده، وسط فیلم چند بار پیام های بازرگانی پخش می شه. حیف نون می گه: حالا اینقدر پیام بازرگانی نشون می ده تا فیلم تموم شه!
----
حیف نون پاش خواب می ره، کفشاشو می دزدن!
----
از حیف نون می پرسند تا حالا مربا بالنگ خوردی؟ می گه من که همیشه با دست می خورم!
----
آقای دست و دلباز برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر 8 ساعت یکی!
----
به آدامس می گن آرزوت چیه؟ می گه زیر دندون اصفهانی جماعت نیفتم!
----
اولی: حیف نون چرا دستت شکسته؟حیف نون: دیروز روی یه دیوار بلند راه می رفتم که یه دفعه دیوار تموم شد!
----
یه آقایی پنجاه تومان می اندازه توی صندوق صدقات، می بینه حیف نون داره از اون طرف خیابون بهش می خنده، فکر می کنه کم انداخته، یه دویست تومانی می اندازه، می بینه باز داره می خنده، یه پونصد تومانی در میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری می اندازه توی صندوق، می بینه حیف نون دلشو گرفته قاه قاه می خنده. می ره اون طرف خیابون بهش می گه: آخه مردک! برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟حیف نون می گه: ها ها... این که گوشی نداره!
----
محرم و صفر است که اصفهانی ها را زنده نگه داشته است!
ستاد پخش نذری
----
دو تا خانوم داشتن با خاطرات لاغریشون واسه هم افه میومدن. اولی می گه من اونقدر لاغر بودم که وقتی می رفتم حموم مامانم با یه چیزی روی چاه رو می پوشوند تا من توی چاه نیفتم. دومی می گه این که چیزی نیست، من یه بار یه آلبالو رو با هسته قورت دادم، همه ی فامیلامون می گفتن اوا زری خانوم چند ماهه حامله ای؟!
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 17:32  توسط دلقک  | 

لطیفه

غضنفر تف ميكنه تو جوب آب، دنبالش میدوه، تا لگدش كنه!!
----
جاسم مي گوزه! برای اینکه جلو رفققاش ضايع مي شه از خدا مي خواد اونو ۳۰۰ سال مثل اصحاب کهف بخوابونه. خلاصه بعد از ۳۰۰ سال بلند مي شه گرسنش مي شه ميره نانوايي سکه اي رو به نانوا مي ده نانوا مي گه: اين چيه؟ اين که مال عهد جاسم گوزوه
----
يه يارو ميره زير غلطك، غضنفر ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز و باريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف و پهنه
----
ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!
----
غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!
----
در مراسم سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
یکی از میهمانان گفت مگر این چهارمین سالگرد ازدواج شما نیست!مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
----
غضنفر می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.پلیسه با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.غضنفر می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/22ساعت 0:27  توسط دلقک  | 

لطیفه های ایرانی

بر اثر قطع برق در یکی از شهرهای کشور، ده ها تن از هموطنانمان، ساعت ها روی پله‌های برقی گیر کردند!!!
----
باخريد يکي از سيم کارتهاي اعتباري ايرانسل و دريافت سيم کارت هديه صاحب دو دوست پسر جديد ديگر شويد.طرح چند دوست پسري ايرانسل
----
بچه: مامان اون آقاروببين كچله!!!!
مامان: هيس...ميفهمه !
بچه: اه...مگه تا حالا نفهميده
----
غضنفر مي ره تماشاي رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش مي پرسن چه طور بود؟ ميگه آدماي خوبي بودن. ديدن من خوابم میاد، رو نوک انگشت راه مي رفتن!
----
به یکی میگن وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟میگه: استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه: استقامت
----
قبض تلفن همراه اينجانب گم شده است. از يابنده تقاضا می شود كه مبلغ آن را پرداخت نمايد و رسيد بانک را به عنوان مژدگانی نزد خودش نگاه دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 14:6  توسط دلقک  | 

لطیفه های بی مزه

روزی، یک پلیس راهنمایی متوجه می شود که خودرویی مدام دور ساختمان بیمارستان و خیابان های اطرافش می چرخد. پلیس مشکوک می شود و خودرو را نگه می دارد و علت این کار را از راننده می پرسد. راننده می گوید: «راستش من تازه رانندگی یاد گرفته ام. اطراف بیمارستان رانندگی می کنم تا اگر تصادف کردم، سریع به بیمارستان بروم
----
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد. مرد با غرور گفت: «بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.» کشاورز گفت: «یونجه می کارم
----
خانمی وارد مغازه الکتریکی شد و گفت: «آقا! مگر به شما نگفتم زنگ در خانه ما خراب است، بیایید درستش کنید؟» تعمیرکار گفت: «آمدم خانم، ولی هر چه زنگ زدم، کسی در را باز نکرد!»
----
سه نفر در کشتی بودند و برای هم کلاس می گذاشتند. اولی مدام با لپ تاپ اش کار می کرد. دومی با موبایلش مدام پیام کوتاه می فرستاد و دریافت می کرد. سومی دید کم می آورد، رفت یک لوله دستمال توی جیب اش گذاشت و سر دستمال را از جیب اش گذاشت بیرون.یکی از آن دو نفر از او پرسید: «این چیه از جیبت اومده بیرون؟»گفت: «عجب نمی دونم کی برام فکس فرستاد!»
+ نوشته شده در  جمعه 1387/12/09ساعت 15:54  توسط دلقک  | 

امان از این قزوین

دقت کنید به هم خوانی نوع محصولات فروخته شده در این سوپر پروتئینی



سوپر پروتئین

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/05ساعت 16:57  توسط دلقک  | 

طنز خنده دار

به غضنفر مي گن چرا سيبيل نداري ميگه به مادرم رفتم

ارسالی:ستاره

----

به ینفر یه خوشه انگور میدن طرف یه جا همه رو می ذاره تو دهنش و میخوره
بهش میگن بابا یه دونه یه دونه بخور این چه طرز خوردنه
طرف میگه بابا اون بادمجونه که یه دونه یه دونه میخورنش
ارسالی :سوشیناک

----

پليس بين الملل اعلام کرد: نشان مخصوص حاکم بزرگ ميتي کومان توسط قزوينيان به سرقت رفته مراقب باشيد احترام نگزاريد
----
از پرزیدنت اوباما پرسیدن موهاتو با چی می شوری ؟ گفت : با مشکین تاژ
----
نرخ میوه در قزوین >>>> بشینی سوا کنی 700 تومان !! خم بشی سوا کنی 70 تومان !!!!
----
غضنفر دست انداخته بوده گردن دوست دخترش . نمي دونسته بهش چي بگه . يهوووو ميگه : گردنتو بشكنم
----
به غضنفر ميگن لپ لپ مي خري؟ ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟ ميگه فكر نمي كنم ،‌من لپ لپ رو واسه كيفيتش مي خرم !!
----
تو جاده پليس جلو يه ماشين رو مي گيره و ميگه چون از صبح اولين کسي هستي که کمربند ايمني بستي برنده 100هزار تومن پول شدي. حالا مي خواي باهاش چيکار کني؟
مرد مي گه: مي رم گواهينامه مي گيرم . زنش سريع مي گه: جناب سروان اين وقتي اکس مي زنه پرت و پلا مي گه . بچشون از اون پشت مي گه: بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نکنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مي ياد : از مرز رد شديم يا نه؟
----
بانو زليخا خطاب به سارقين قصر: هر چی دلت میخواد ببر گیتارو با خودت نبر
----
موسسه آموزشي بانو دانشجو مي پذيرد: آموزش گيتار توسط بانو زليخا ، با تخفيف ويژه آدرس :مصر، پشت معبد عامون ،نرسيده به سيلوهاي گندم 50% تخفيف براي کساني که نامشان يوسف است
----
به غضنفر ميگن بلدي پيانو بزني؟ ميگه نه ولي يه داداش دارم اونم بلد نيست
+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/03ساعت 11:30  توسط دلقک  |