تبليغاتX
جوک

جوک

اس ام اس,طنز,لطیفه,جک،اس ام اس عاشقانه,اس ام اس جدید,پیامک خنده دار

لطیفه و جک

حیف نون زن ژاپنی ميگيره، پنج دقيقه يه بار بهش ميگه خوابت مياد برو بخواب!
----
یه ضرب المثل قزوینی میگه: زندگی بدون عشق مساوی است با جمعه بدون یوزارسیف
----
آمریكا: گندم به ایران نمیدهیم حیف نون: به درك نون خالی میخوریم
----
در پي پرتاب موفقيت آميز ماهواره اميد و دستيابي ايران به تكنولوژي فضايي ، نام كهكشان راه شيري به بزرگراه شيخ فضل الله نوري تغيير يافت
----
شورای شهر قزوین اعلام كرد كه یوزارسیف فقط عزیز مصر نیست عزیز قزوین هم هست
----
غضنفر در یه شرکت کامپوتری استخدام شد و شروع کرد به کار. آخر وقت رییس رفت ازش پرسید: خب، امروز چه کارها كردی؟ غضنفر گفت: هیچی، دکمه‌های كیبورد نامرتب بود، به‌ترتیب الفبا چیدمشون!
----
پرايده داشته از بغل فلكس قورباغه ايه رد ميشده، ازش ميپرسه: داداش، چشمات چرا زده از حدقه بيرون؟!
فلكسه ميگه: اگه موتور تورم درمياوردن ميچپوندن به ما تحتت، چشمات ميزد از حدقه بيرون!!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/11/21ساعت 19:7  توسط دلقک  | 

لطيفه جديد

یه روز غضنفر رو می بینن لباس سیاه پوشیده ازش میپرسن چی شده؟میگه بابام فوت کرده
میگن چی شد که مرد ؟میگه رفته بود بالاپشتبوم آنتن درست کنه پاش گیر کرد به لبه پشتبوم
میگن آخ از پشتبوم افتاد که مرد
میگه نه از پشتبوم افتاد تو بالاکن طبقه دوم
میگن وای وقتی افتاد طبقه دوم مرد
میگه نه از بالاکن افتاد تو نورگیر
میگن واااای حتما وقتی افتاد تو نورگیر مرد
میگه نه میگن پس چی شد میگه دیدیم اگر بخواد همینجوری ادامه پیدا کنه خونه خراب میشیم با یه تفنگ راحتش کردم
----
راننده اولی: «من آنقدر تند رانندگی می‌کنم که مسافرها خیال می‌کنند تیرهای برق به هم چسبیده‌اند!»راننده دومی: «اینکه چیزی نیست. من سر پیچ‌ها آنقدر تند دور می‌زنم که خودم نمره عقب ماشین را می‌خوانم!
----
نویسنده‌ای با یکی از دوستانش صحبت می‌کرد و در ضمن صحبت می‌گفت: «می‌دانی مدتی است شروع به نوشتن خاطراتم کرده‌ام.»
دوستش با شنیدن این حرف لبخندی زد و گفت: «چقدر خوب! آیا به آنجایی رسیده‌ای که من هزار تومان به تو قرض دادم و هنوز پس نداده‌ای؟»
----
مشتری با عصبانیت به گارسون گفت: «مطمئنی این گوشت که در غذا ریخته‌اید، گوشت گوسفند است؟»گارسون با خونسردی جواب داد: «بله قربان، بیچاره تا همین نیم ساعت پیش عر عر می‌کرد.»
----
آقا تقی: «آقا باقر، داری چه کار می‌کنی؟»آقا باقر: «دارم یک نامه برای برادرم می‌نویسم.»آقا تقی: «تو که هنوز نوشتن یاد نگرفته‌ای!»آقا باقر: «اشکالی ندارد. او هم خواندن بلد نیست!»
----
مادر: «شهلاجان، چند بار باید به تو بگویم که با کارد نباید غذا بخوری؟»شهلا: «این را می‌دانم مادر، ولی با چنگال هم که می‌خورم، آبش از لای آن می‌ریزد!»
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/18ساعت 17:20  توسط دلقک  | 

طنز و جوک

اسبه زنگ ميرنه سيرك ميكه اقا شما برا سيرك تون اسب نمي خواين؟ آقاهه ميگه هنرت جيه؟ اسبه ميگه احمق دارم حرف ميزنم‎
----
يك نفر مي رود مطب دكتر و مي گويد: «آقاي دكتر، مشكل من اين است كه كسي مرا تحويل نمي گيرد!»دكتر مي گويد: «مريض بعدي!»
----
ازدواج مثل رفتن به رستوران به همراه دوستانه. شما اول هر چی دوست دارید سفارش می دید، ولی بعد که غذای دوستانتون رو می بینید می گید کاش من هم اون غذا رو سفارش داده بودم!
----
بر اثر قطع برق در شهر حیف نون اینا، ده ها تن از هم شهری های حیف نون، ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن!
----
مردی با اسلحه وارد بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. سپس مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را می زنه... ازش استفاده کنید!
----
جیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
----
آقای x داشت واسه دوستش تعریف می کرد: وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم جشن های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می آمدند پیش من و بهم سیخونک می زدند و می خندیدند و می گفتند «تو نفر بعدی هستی!»، البته بعداً همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو عیناً با اونا می کردم، البته در مجالس ختم!
----
زن جوانی که اولین بچه اش را به دنیا آورده بود، به شوهرش می گه خوبه پوشک عوض کردن بچه رو امتحان کنه!مرد می گه: من الآن کار دارم، بعدی رو من انجام می دم.دفعه بعد که بچه خیس می کنه، زنه به شوهرش می گه: الآن می خوای پوشک عوض کردن بچه رو یاد بگیری؟مرده یه خورده نگاه می کنه بعد به زنش می گه: منظورم پوشک بعدی نبود، منظور بچه بعدی بود!!!
----
حیف نون می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.ماموره با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.حیف نون می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
----
در مجلس سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.یکی از میهمانان گفت ولی شما که 4 سال است که با هم ازدواج کرده اید!مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
----
کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!
----
یه روز حیف نون میره مغازه لوازم خونگی چشمش می افته به فلاسک. می پرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار می گه اون فلاسکه، هر چیز سردی رو بداری توش سرد نگه می داره، هر چیز گرمی رو هم بذاری توش گرم نگه می داره. حیف نون خوشحال می شه و یکی می خره. فردا که می ره اداره، فلاسک رو با خودش می بره. رئیسش می پرسه ببینم، چی تو اون فلاسکت داری؟ حیف نون می گه آقای رییس! 2 تا آلاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 13:19  توسط دلقک  | 

خودکشی

خودکشی

خودکشی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت 19:39  توسط دلقک  | 

لطیفه های خنده دار

روابط عمومي شركت مخابرات ايران اعلام كرد: همزمان با آغاز جشن هاي پيروزي انقلاب و دهه مباركه فجر، نام شركت مخابرات به شركت "نود يوزارسيفان" تبديل خواهد شد. دليل اين تغيير نام سود دهي بالاي سريال يوسف و برنامه نود براي اين شركت از طريق ارسال اس ام اس بين مشتركان اعلام شده
----
يارو داشته هلو می خورده، به هسته اش که می رسه میگه به به! گردو هم داره!...
----
غضنفررو بهش کار میدن که کف اتوبان رو لاین بکشه... روز اول 6 مایلو رنگ میزنه... روز دوم 3 مایل رو و روز سوم کمتر از یه مایل... صاحاب کارش بهش میگه هوی چرا تو هر روز کمتر از دیروز کار میکنی...؟ میگه "من نمیتونم بهتر از این کار کنم... چون هر روز دارم از قوطی رنگ دورتر میشم
----
آهنگ مورد علاقه در قزوین :عزیزم بگو بر میگردی
----
رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میگردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته !!!!!!
----
تاحالا هر کی زیر ما خوابیده ناراضی بلند نشده روابط عمومی پتوی گلبافت
----
غضنفر رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
----
به غضنفر میگن: با «هندونه» جمله بساز. میگه: هند اونه که بغل پاکستانه!
----
هویجه با بچش تو خیابون می رفتن یهو بچه هویج می زنه زیر گریه مامانش می گه چیه؟بچه می گه مامان مامان آب هویج دارم
----
طرف اینقدر واسه دوست دخترش نامه نوشت که آخرش دختره با پستچی ازدواج می‌کنه!
----
اگه اين نوار غزه رو پيدا كردي بده ما هم گوش كنيم
----
آدم به 6 دلیل شانس اورد چون حوا نمیتونست ایناو بهش بگه: 1-من ادمت كردم 2_برو از شوهرای مردم یادبگیر 3_دیشب كجا بودی؟ 4_چرا پولاتو میدی مادرت؟ 5-چرا به اون زنه نگاه كردی؟ 6-می دونی من چند تا خاستگار داشتم؟
----
مرد: عزيزم امشب شام چي داريم؟ زن: زهر مار ...! مرد: من ميل ندارم خودت بخور
بچه: مامان ناهار چی داريم؟ مادر با عصبانيت: زهر مار ... ! بچه: آخ جون، از شر املت راحت شديم.
----
طرف با خدا قهر میکنه. صبح که میخواد از خونه بره بیرون میگه به امید بعضیا
----
طوجه طوجه... عاموظش علفباي ضبان فارصي سد در سد تظميني جلسه ي عول رايگان
----
غضنفر ميره کله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ غضنفر ميگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قايم شم
----
نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كوير... و مي داني كه كوير بدون باران زنده است... پس برو بزار باد بياد
----
سه تا ........ ميرن دزدي- صابخونه بيدار ميشه و دزدا ميرن هر کدوم تو يه گوني قايم ميشن!صابخونه مياد و به گوني اول لگد ميزنه..صداي نون خشک در مياره! به دومي لگد ميزنه .. صداي گردو در مياره! به گوني سوم لگد ميزنه ... هيچ صدايي در نمياد ..دوياره محکمتر لگد ميزنه.... باز صدا نميده!؟ دفعه سوم که لگد ميزنه یارو با عصبانيت مياد بيرون ميگه بابا ...آرده ، آرد ..آرد صدا نداره ! ميفهمي؟
----
به طرف ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با طناب به هم وصل شده‌اند
----
يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . اخ اخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم .
----
جاسم 1 ميليون دلار از خونه يه پولدار ميدزده . روز بعد زنگ ميزنه خونه طرف ميگه : ولك بچه ات رو بده تا پولهارو پس بديم
----
شايد اين جمعه بيايد شايد...............دعاي دختران دم بخت
----
یه ماره میره حموم زنونه همه جیغ و داد میکنن و در میرن ماره میگه: نترسید منم کبری
+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/12ساعت 19:37  توسط دلقک  | 

جوک جدید

▪ یه نفر میشینه تو تاکسی، راننده بهش میگه: داداش دستت لای در گیر نکنه. اون هم میاد مرام بذاره، میگه: داداش سرت لای در گیر نکنه
□□□
▪ یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه
اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن
بوده جواب میده بله.
غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
□□□
▪ یک روز یه راننده تاکسی به مسافرش که شبیه ژاپنی ها بوده میگه آقا ببخشید شما ژاپنی هستید اون میگه نه ، برای بار دوم ازش مپرسه آقا شما ژاپنی نیستید؟ بازم طرف میگه نه ، بارسوم بازم میپرسه یاروه از کوره در میره میگه آره هستم راننده تاکسی میگه ولی به قیافت نمیاد.
□□□
▪ غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه خودتی
راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/11/05ساعت 16:34  توسط دلقک  | 

جوک فارسی


يه روز مدير مهد كودك به يكي از بچه ها ميگه:
تو مامان داري؟ ميگه نه!
ميگه بابا داري؟ ميگه نه!
مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم!!!!

 

توي يه تاكسي يه زنه با بچهاش و يه مرد تنها نشسته بودن زنه ميخواسته به بچهاش شكلات بده!
هي ميگه : ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ميخوري يا بدم اين آقا بخوره ، 5 دقيقه همينجوري ميگذره .
آخرش مرده شاكي ميشه به بچهه ميگه : عزيزم تكليف مارو روشن كن اگه ميخوريش من پياده شم ، سه تا كوچه از خونمون گذشته!

 

آيه 16 از  سوره ياهو : اي کساني که شبها چت ميکنيد ، بدانيد که قبض تلفن شما را رسوا خواهد کرد!

 

قاضي: اگر جواب ندي پدرت را در مي آوريم.
متحم:خدا پدرتو بيامورزه! پدر من سالهاست كه در زندان است!

 

زنه هنرپيشه بوده، به شوهرش ميگه: ديدي وقتي تو فيلم خودم رو زدم به مردن،‌ چطوري همه داشتن گريه ميكردن؟!

يارو ميگه: آره، آخه ميدونستن كه واقعا نمردي!

 

الهی بشینی روی جوجه تیغی بره تو باسنت اكس بتركونه،
الهی بری قزوین بند کفشت باز بشه،
الهی نخود بخوری نتونی باد صدادار بدی،
الهی جیشت بگیره زيپت باز نشه،
الهی بری حموم واجبی بکشی آب قطع بشه،
الهی هر کانالی میزنی سخنرانی نشون بده!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/03ساعت 18:3  توسط دلقک  |